تبليغاتX
.: شیعه علی :.
طراح قالب:فرشاد احمدی

لاف محبت تو زنم تا دم ابد

من کلب آستان توام یا علی مدد

طراح قالب:فرشاد احمدی


نویسندگان

موضوعات

دوستان


همسا
هیئت امام حسن (ع)
نشریه در انتظار ظهور
سلوک عر فانی
شیعه شناسی
حیات خلوت
ترنه

آمار سایت

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: 12

طراح قالب

طراح قالب :جواد مومنی www.hemsa.blogfa.com

سه فضيلت علي ع

روزى معاويه به سعدوقاص اعتراض نمود كه چرا به على (ع ) ناسزا نمى گويى ؟

او در پاسخ وى چنين گفت : من هر موقع به ياد سه فضيلت از فضايل على (ع ) مى افتم

آرزو مى كنم اى كاش من يكى از اين سه فضيلت را داشتم :

۱ - روزى كه پيامبر(ص ) او را در مدينه جانشين خود قرار داد و خود به جنگ تبوك

رفت و به على چنين گفت : تو نسبت به من همان منصب را دارى كه هارون نسبت به

 موسى داشت جز اين كه پس از من پيامبرى نخواهد آمد.

2 - روز خيبر، پيامبر فرمود: فردا پرچم را به دست كسى مى دهم كه خدا و پيامبر،

او را دوست دارند افسران و فرماندهان عالى قدر اسلام با گردنهاى كشيده در آرزوى

نيل به چنين مقامى بودند، در فرداى آن روز پيامبر(ص )، على (ع ) را خواست و پرچم

را به او داد و خدا در پرتو جانبازى على (ع ) پيروزى بزرگى نصيب ما نمود.


3 - روزى كه قرار شد پيامبر(ص ) با سران نجران به مباهله بپردازد، پيامبر دست

على ، فاطمه ، حسن و حسين (ع ) را گرفت و گفت :

(اللهم هؤ لاء اهلى )يعنى خدايا اينها اهل بيت من هستند.

نوشته شده توسط جواد مومنی در سه شنبه 15 خرداد1386 ساعت 13

کریم اهل البیت

ضمن عرض تسليت سالروز ارتحال جانسوز آخرين فرستاده الهي حضرت محمد ابن عبدالله  (صلي الله عليه و آله و سلم ) و تسليت سالروز شهادت دومين و هشتمين ستاره آسمان امامت و ولايت امام حسن مجتبي و امام علي ابن موسي الرضا (عليهما السلام ) همچنان که بارها شنيده ايم پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم ) در اواخر عمر مبارکشان در حالی که گروهی از اصحاب در کنار بستر آن حضرت حضور داشتند؛ دستور دادند تا ابزار نوشتن حاضر کنند تا حضرت وصيت وسفارشی را برايشان بنويسند تا با عمل بدان ، هيچگاه گمراه نشوند. اما عمر ابن خطاب ، خليفه دوم اظهار داشت :« قد غلب عليه الوجع و ان النبی ليهجر ، حسبنا کتاب الله » يعنی درد بر پيامبر خدا غلبه نموده و او از شدت درد و بيماری هذيان می گويد و قرآن ،کتاب خدا ما را بس است ! افراد حاضر در اين جلسه اختلاف کردند و برخی با خليفه دوم هم نوا شده و برخی ديگر گفتند به امر پيامبر خدا عمل کنيد . هگامی که اختلاف شدت گرفت ، پيامبر خدا فرمودند : « قوموا عنی ، ولا ينبغی عندی التنازع » يعنی از نزد من برخيزيد و بيرون رويد و نزاع و مشاجره نزد من سزاوار نيست . پس از اين جريان و پس از رحلت جانسوز آن حضرت ، عبدالله ابن عباس بارها می گريست و می گفت :  «الرزية کل الرزية ما حال بين رسول الله( ص )  وبين کتابه » يعنی مصيبت تمام مصيبت، هنگامی رخ داد که مانع نوشتن سفارش پيامبر خدا ( ص ) شدند.

هر چند بسياری از علمای اهل سنت در کتب حديث خود ، عبارت خليفه دوم را نقل به معنی نموده و نوشته اند که عمر ابن خطاب گفت : درد بر پيامبر غلبه کرده است و يا نوشته اند که آن جمع حاضر ، چنين گفتند  و يا نوشته اند که عمر ، عبارتی را گفت  که مفهوم آن غلبه درد بر پيامبر بود ، وبه اين صورت خواسته اند از شدت اين بی شرمی و بی احترامی نسبت به ساحت مقدس پيامبر اکرم ( ص ) بکاهند؛ اما برخی ديگر از علمای اهل سنت مانند امام غزالی در کتاب« سر العالمين » در مقاله چهارم و نيز سبط ابن جوزی در کتاب تذکره صفحه ۳۶ نوشته اند که عمر ابن خطاب با اشاره به آنحضرت ، گفت : « دعوا الرجل فانه ليهجر ، حسبنا کتاب الله » يعنی اين مرد (پيامبر خدا ) را رها کنيد وبه حرف او توجه نکنيد ، او هذيان می گويد و کتاب خدا برای ما کافی است ! همچنين احمد ابن حنبل در کتاب مسند جلد ۳ صفحه ۳۴۶ از جابر ابن عبدالله نقل کرده است که پيامبر خدا هنگام رحلتشان کاغذ و دوات درخواست نمودند تا وصيتی را بنويسند كه آنان پس از آن حضرت با عمل بدان هيچ گاه گمراه نشوند اما عمر ابن خطاب مخالفت کرد و آن حضرت از نوشتن آن امتناع کردند.

اين جريان ، از جمله اجتهاد هايی است که در تاريخ اسلام در برابر نص و تصريح قرار گرفته است و مرحوم سيد عبد الحسين شرف الدين عاملی (قدس سره الشريف ) در اواخر عمر با برکت خود ، کتاب  «النص و الجتهاد » را نوشتند که به نام « اجتهاد در برابر نص » به زبان فارسی نيز ترجمه شده است ؛  ودر آن کتاب از جمله اين جريان تلخ را به تفصيل توضيح داده اند.

جای بسی تعجب است که هنگام وفات خليفه اول ، ابو بکر ابن ابی قحافه ، وی در حال احتضار بود و وصيت نامه خود را ديکته می نمود و خليفه سوم ، عثمان ابن عفان می نوشت . هنگامی که گفت :  اما بعد ، از هوش رفت و ادامه آن را عثمان ، به اين صورت نوشت : امابعد ، من عمر را به عنوان جانشين خود بر شما انتخاب نمودم ، از او اطاعت و  پيروی کنيد و هنگتمي كه ابوبكر به هوش آمد اين جمله را عثمان براي وي خواند و او آن را امضا و مهر نمود و در اين مورد خليفه دوم نگفت  که اين مرد هذيان می گويد !! در حالي كه پيامبر خدا (ص ) بر اساس آيات شريفه قرآن كريم، سخن بيهوده و لغو نمي گويد و هر آنچه بر زبان مبارك آن حضرت جاري مي شود بر مبناي وحي الهي است

« وما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي »

نوشته شده توسط جواد مومنی در شنبه 26 اسفند1385 ساعت 11

یه سوال ؟

 

با سلام خدمت همه عزیزان

یه سوال از همتون دارم. می خوام بدونم که واقعا قیام امام حسین (ع)

به خاطر چی بود؟

نوشته شده توسط جواد مومنی در چهارشنبه 2 اسفند1385 ساعت 12

محرم

                

شيعتــــي يا كـــرام يا عظـــام المقــــام
فانـــدبوا ياحسيـــن بفــؤاد حــــــزيــــن
شيعتي إني غريب بين أقوام بغاة
وأنا الضامي وأسقى من كؤوس النائبات
قطعوا رأسي ظلماً بسيوف مرهفـــات
رفعوه بعد قتلي فوق أطراف القــناة
ذاك رأســـي مشال في رماح طوال
وقطيــــع الوتيــــن بفؤاد حزيـــــــن
شيعتي إن غاب عنكم في سماء الموت فرقد
فاذكروا الأكبر لما غاله السيف المجـــرد
واقتيلاً فوق الأرماح والأسياف سجــد
وبه قد صرعوا فوق الثرى جسم محمد
وشبيه الرســـــول وطأتــــه الخيـــول
وفقدت البــــــــنين بفؤاد حزيـــــــن
شيعتي ما إن سمعتم من مناد وأخاه
فاذكروا العباس لما قطعت منه يداه
جئته نحو الفرات قاصداً كيمـــا أراه
فوجدت الجسد الطاهر تكسوه دمـــاه
فاهتــفوا بانكســـار أين ذاك اليســـــار
ايــــن ذاك اليميـــن بفــؤاد حزيـــــــن
شيعتي ما إن فقدتم من غلام ذي مكارم
فاندبوه بدموع واذكروا لوعة قاســــم
هو كا البدر تجلى وجلى في الغمائـــم
بدل الأشمع قد زف بأطراف الصوارم
غاب ذاك الهلال في بروج القتال
غاب نور اليقين بفؤاد حزيـــــــن
شيعتي ما إن فقدتم من رضيع وهو ظام
فاذكروا طفلـــــي لما قتلوه باهتضام
بدل الماء سقوه من انابيب الحمام
بأبي من ذاق طعم الموت من قبل الفطام
ذاك نحر الرضيع فاض منه النجيع
ودفـــنت الجنين بفـــؤاد حزيــــــن
شيعتي ما أن سمعتم في نسوة تشكو الرزايا
فاذكروا نسوتنا اللآتــي تحملن البلايـــا
وعلى الأكوار ظلماً حملوهن سبايــــا
شاكيات باكيات فوق أقتاب المطايـــا
فاسألـــوا كربلاء من لتلك النساء
من لحــزن كمين بفـــؤاد حزيـــــن
شيعتي ما إن شربتم عذب ماء فاذكروني
او سمعتم بقتيل أو شهيد فاندبوني
فأن السبط الذي من غير جرم قتلوني
وبجرد الخيل بعد القتل عمداً سحقوني
ليتكم حاضــــرون للندا تسمعــــــون
هاتفــــا بالأنيـــــن بفـــؤاد حزيـــــــن

نوشته شده توسط جواد مومنی در شنبه 7 بهمن1385 ساعت 13

پرتويى از سيره و سيماى پیامبر اعظم(ص)

حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)، فرزند عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف، در مكّه به دنيا آمد.پيش از ولادت، پدرش عبداللّه درگذشته بود.
محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) شش سال داشت كه مادرش آمنه را نيز از دست داد.
او تا هشت سالگى زير سرپرستى جدّش عبدالمطّلب بود و پس از مرگ جدّش در خانه عمويش ابوطالب سُكنا گزيد.رفتار و كردار او در خانه ابوطالب، نظر همگان را به سوى خود جلب كرد و ديرى نگذشت كه مهرش در دلها جاى گرفت.او برخلافِ كودكانِ همسالش كه موهايى ژوليده و چشمانى آلوده داشتند، مانند بزرگسالان موهايش را مرتّب مى كرد و سر و صورتِ خود را تميز نگه مى داشت.او به چيزهاى خوراكى هرگز حريص نبود، كودكان همسالش، چنان كه رسم اطفال است، با دستپاچگى و شتابزدگى غذا مىخوردند و گاهى لقمه از دست يكديگر مىربودند، ولى او به غذاى اندك اكتفا و از حرص ورزى در غذا خوددارى مى كرد.در همه احوال، متانت بيش از حدِّ سنّ و سالِ خويش از خود نشان مىداد.بعضى روزها همين كه از خواب برمى خاست، به سر چاه زمزم مىرفت و از آب آن جرعهاى چند مىنوشيد و چون به وقت چاشت به صرف غذا دعوتش مىنمودند، مىگفت: احساس گرسنگى نمى كنم.او نه در كودكى و نه در بزرگسالى، هيچ گاه از گرسنگى و تشنگى سخن به زبان نمىآورد.عموى مهربانش ابوطالب او را هميشه در كنار بستر خود مى خوابانيد.همو گويد:



ادامه مطلب

نوشته شده توسط جواد مومنی در دوشنبه 27 آذر1385 ساعت 11

اعمال حج و عمره

 

اعمال حج و عمره اجمالي از تفاوتهاي اعمال حج، عمره و نماز در فقه امامي وفقه شافعي و حنفي *

 

 

زائران كنجكاو ايراني در موسم حج و عمره از چگونگي حجگزاري و نماز اهل سنت و تفاوتهاي عملي و فقهي آن با حج و نماز شيعه پرسش بسيار دارند. آنچه در اين مقاله ميخوانيد، پاسخي است به پرسش فوق، تا خوانندگان محترم را با برخي از تفاوتهاي اساسي فقه شيعه و دو مذهب شافعي و حنفي كه بيشتر ايرانيان سني مذهب پيرو آنها هستند در عمره و حج و شيوه نمازگزاري، به صورت تطبيقي و مقايسهاي آشنا نمايد.

اميد آنكه در آينده با استفاده از منابع اصلي فريقين، اين كار تكميل و به شكل بهتري عرضه شود.



ادامه مطلب

نوشته شده توسط جواد مومنی در یکشنبه 19 آذر1385 ساعت 14

امام رضا علیه السلام و مسئله ولیعهدی ایشان

امام رضا علیه السلام و مسئله ولیعهدی ایشان

 

 

مقدمه


پـس از آنـكه امام تراژدى پيشنهاد خلافت را با توجه به جدى نبودن آن از سوى ماءمون ، پـشـت سـر نـهاد، خود را در برابر صحنه بازى ديگرى يافت . آن اينكه ماءمون به رغم امـتـنـاع امـام هـرگز از پاى ننشست و اين بار وليعهدى خويشتن را به وى پيشنهاد كرد. در ايـنـجـا نيز امام مى دانست كه منظور تاءمين هدفهاى شخصى ماءمون است ، لذا دوباره امتناع ورزيـد، ولى اصـرار و تـهـديدهاى ماءمون چندان اوج گرفت كه امام بناچار با پيشنهادش موافقت كرد.



ادامه مطلب

نوشته شده توسط جواد مومنی در یکشنبه 12 آذر1385 ساعت 13

تولد عالم آل محمد علی بن موسی الرضا علیه السلام

 

تولدعالم آل رسول (ص)علی بن موسی الرضا علیه السلام

برقطب عالم امکان حضرت ولی عصر(عج)

 وتمام مسلمین و مخصوصا بر محبین آن حضرت تبریک باد!

نوشته شده توسط جواد مومنی در یکشنبه 12 آذر1385 ساعت 13

ولايت و خلافت امام على(ع) در قرآن‏

ولايت و خلافت امام على(ع) در قرآن‏

 

 

بشر براى پيمودن راه سعادت و گام نهادن در طريق عبوديت و پيشرفت معنوى و رسيدن به كمالات انسانى كه مهم‏ترين هدف خلقت جنيان و انسان‏ها از نگاه قرآن است.(1) هميشه محتاج راهنمايان و پيشوايانى بوده‏اند تا آنان را در راه دستيابى به اين هدف والاى الهى يارى رسا نند و آن‏چه موجب رشد و ترقى معنوى و رسيدن به اين هدف است را به او تعليم دهند و او را از آن چه سبب انحراف و گمراهى و سقوط مى‏گردد بازدارند و در نهايت تشخيص راه حق از باطل و هدايت از ضلالت را به وى بشناسانند.



ادامه مطلب

نوشته شده توسط جواد مومنی در یکشنبه 12 آذر1385 ساعت 13

علی گویم

 

 

مرا در تن بود تا جان علي گويم علي جويم
 
بجنبد تا رگم در جان علي گويم علي جويم

ز پيدا و ز پنهانم همين يك حرف را دانم
 
كه در پيدا و در پنهان علي گويم علي جويم

اگر اهل خراباتم وگر شيخ مناجاتم
 
به هر آئين ، به هر دستان علي گويم علي جويم

علي دين است و ايمانم ،علي درد است و درمانم
 
چه با درد و چه با درمان علي گويم علي جويم

علي حلال مشكل ها ،علي آرامش دلها
 
كند تا مشكلم آسان علي گويم علي جويم

اگر در خانقه افتم وگر در ميكده خفتم
 
به هر معموره و ويران علي گويم علي جويم

ز مهر او سرشت من ، جمال او بهشت من
 
هم اندر روضه ي رضوان علي گويم علي جويم

علي باب الله عرفان ،علي سرالله سبحان
 
به نور دانش و عرفان علي گويم علي جويم

اگر درويش و مسكينم وگر ديندار و بي دينم
 
چه با كفر و چه با ايمان علي گويم علي جويم

اگر تسبيح مي گويم وگر زنار مي جويم
 
به هر اسم و به هر عنوان علي گويم علي جويم

 

 

ز سوره سوره ي قرآن ، ز ياسين و ز الرحمان
 
به هر آيه ز هر تبيان علي گويم علي جويم

اگر از وصل خوشحالم وگر از هجر نالانم
 
چه با وصل و چه با هجران علي گويم علي جويم

به محشر چون برآرم سر ، به نزد خالق اكبر
 
به گاه پرسش و ميزان علي گويم علي جويم

شاعر : موافق

 

 

نوشته شده توسط جواد مومنی در سه شنبه 7 آذر1385 ساعت 12